قول میدم

خیلی بد شد خیلی

اولین کادومو از خدا گرفتم

بد بودااا

امیدوارم ادامه نداشته باشه

خیلی روم اثر داش

خیلی بد و زیاد

دوس نداشتم

امیدوارم ادامه نداشته باشه و ختم ب خیر بشه

میدونم کار خودم زشت بود

میدونم

اما انسان حایز الخطاست

شاید این ی نشونه بود

خدا کمکم کن

بچه خوبی میشم

لطفا پشتمو خالی نکن

آرامش واقعی رو ب دلم برگردون

از ذهن خودم و بقیه پاکش کن

فقط همین

ازت همینو میخام

مرسی

هنوز تو شوک بدیم

شوک خیلی بد

کمکم کن

دیگه دنبالشو کسی نگیره

لطفا

دلم فراموشی میخاد

برای همه

من قول میدم

قول میدم تکرار نشه

هرچند بازم دلم شیطونه

اما قول میدم ک نزارم تکرار شع

وای چقد سخته

قول میدم

نفس عمیق

قول میدم

خوندن نوشته هام و احساسم

اتفاقی رفتم متن ی ماه پیشمو خوندم

جالبه ی سریاش از یادم رفته بود

از احساستم و افکارم

ی نوشته دارم ب اسم سفر آینده

حس و حال اون سفرمو یادم رفته بود

ک وقتی داشتم بش فک میکردم انفاق افتاد

اما خوب اتفاق بعدش نیوفتاد

اما ی خبر از قورباغه چشم سبز گرفتم

:))))

ی حس ششمی این وسط 50 درصد کار میکنه

تیل

Love is a wild animal
You fall into the trap
In the eyes, she stares at you
Enchanted when your eyes meet you
Love is a wild animal
You fall into the trap
In the eyes, she stares at you
Enchanted when your eyes meet you

مرسی تیل که همه چیزو دقیق میگی

هاکونا ماتاتا

one day soon im gonna tell the moon about the crying game

در حال کارای آی تری کنوپی

تشنه و منتظر سرد شدن چایی

پر از درامای دیگران

مغزمو درگیر کرده

هاکونا ماتاتا

current situation

Im fucked up

theorically

but i dont believe it yetI think we will find a way

:))))

im in control thank god

you know being in peace is very important

and now im very happy for it

lets see

positive positive

آپدیت

پای کار و تز

عکس کباب میبینم در فراق دیارم آه میکشم تا پس فردا برم رستوران

در حال گوش دادن آهنگ تاچ می سامانتا فاکس

یادمه خیلی سال پیش تو بزرگراه نواب ب سمت بهشت زهرا رفتن سر زدن به از دست رفتگان این موزیک همیشه رو دور تکرار بود و ی حالت تضاد خیلی حالبی برام داش :))))))

oh i was begging

ریتم 80

منو همیشه دیوونه میکنه

و حالا

my bed is too big

too big without u

اروتیک بازار

ولی حسی ندارم و آرامش دارم

نزدیک پربودم

و امروز ب ادوارد نورتون احساسات نشون دادم

که این همونه که تو فیلم kingdom of heaven

و گفتم دماغمو فشار بده

خندش گرف

گف حدس میزنم چرا :)))))

ولی خوب من شکلاتای این ماهمو گرفتمو خوش حالم

یکمم دارم پول خرج میکنم

و حالا آهنگ i believe باب سینکلر

منو یاد ایسنگاه اتوبوس خیابون خابگاه تو روز خنک آفتابی میندازه

اون ایستگاه که 3 4 دیقه راه بود

چه تصاویری تو ذهنمون میشینن

و با هرچیز کوچیکی خاطره داریم

نمیدونم این خوبه یا بد

اما

زندگی عجیب سریع میگذره

فکت

واقعا داشتن اینجا برام خیلی لذت بخشه

وقتی میرم خاطرات قبلمو میخونم

قبلنا چ قلمم بهتر بود.

بیشتر از 13 سال خاطرات اینحاس

eventhought i was callled privacy girl

but....

yep

u can read everything baby

ی کشف دیگه

ی چیز دیگه هم کشف کردم

اگه تکست کوتاه باشه بلاگ جز بلاگ های ب روز شده نمیره

راستی دو تا ایده دارم

یکی واس یو تیوب

یکی هم کلا داستانش فرق میکنه و باید با ادمش حرف بزنم

فعلا

کار

در حال طراحی بار

یهو یاد پرستو افتادم :)

سفر آینده

فک کنم اون روزی که داشتم نوشته قبلی رو مینوشتم ب این فکر میکردم که چقد دوس دارم دوباره برم میلان

ک نقاشی شام آخرو ببینم چون شنیده بودم ک کلیساش باز شده بود

البته دو تا فکر دیگه هم اومد تو ذهنم

شبش ب صورت خیلی اتفاقی جور شد ک بریم میلان!!!

از اونجا شروع شد ک درمورد بلژیک فک میردیم

بعد اومدیم رو آمستردام

و بعد فرانسه

نمیدونم چی شد که از کاخ ورسای و دیزنی لند دل کندم و یهو خوردم ب میلان

میترسم اون دوتا فکر بعدی هم ب واقعیت تبدیل شه

البته نمی ترسم آآآ

اتفاقا بدمم نمیاد

ولی خوب ببینیم چی میشه :)))

نمیدونم این انرژی یا چی

وای هرچی باشه من نسبت بهش مثبتم

تقریبا دو سال از میلان رفتنم میگذره و اون سفر یکی ار بهترین سفر های مجردیم بود

فعلا