آپدیت
پای کار و تز
عکس کباب میبینم در فراق دیارم آه میکشم تا پس فردا برم رستوران
در حال گوش دادن آهنگ تاچ می سامانتا فاکس
یادمه خیلی سال پیش تو بزرگراه نواب ب سمت بهشت زهرا رفتن سر زدن به از دست رفتگان این موزیک همیشه رو دور تکرار بود و ی حالت تضاد خیلی حالبی برام داش :))))))
oh i was begging
ریتم 80
منو همیشه دیوونه میکنه
و حالا
my bed is too big
too big without u
اروتیک بازار
ولی حسی ندارم و آرامش دارم
نزدیک پربودم
و امروز ب ادوارد نورتون احساسات نشون دادم
که این همونه که تو فیلم kingdom of heaven
و گفتم دماغمو فشار بده
خندش گرف
گف حدس میزنم چرا :)))))
ولی خوب من شکلاتای این ماهمو گرفتمو خوش حالم
یکمم دارم پول خرج میکنم
و حالا آهنگ i believe باب سینکلر
منو یاد ایسنگاه اتوبوس خیابون خابگاه تو روز خنک آفتابی میندازه
اون ایستگاه که 3 4 دیقه راه بود
چه تصاویری تو ذهنمون میشینن
و با هرچیز کوچیکی خاطره داریم
نمیدونم این خوبه یا بد
اما
زندگی عجیب سریع میگذره