من امشب دلم عجیب گرفته

نمیتوم

دیگه

هرکاری که میکنم خوب نمیشم

لعنت بت اگه که بم ی ذره احساس داریو بم نمیگی

حالمو نمیپرسی

الانی که از نه دلم دوس دارم بات حرف بزنم

اگه بدونی که با ی مسیجت حالمو عوض میکنی.........

چقد بده که حال خوبتو ب یکی گره بزنی

من دوست دارم لعنتی

آخهه چرا

چقد حس بدی

متنفرم از دوست داشتن

 

یجدوان

عصر جمعه

 عصرجمعه

ازت متنفرم

همیشه

از وقتی که بچه بودم

در حال گوش دادن sailing away

از کریس دی برگ

چرا من دوسش دارم اینو

دوس دارم چشامو ببندمو فقط گوش بدم بش

مو ب تن آدم سیخ میکنه

داشتم فک میکردم که چرا با اینکه اینقد واسم privacy مهمه اما 6 ساله که خاطراتمو تو نت سیو میکنم

هیچ جوابی براش پیدا نکردم

حقیقتا

هر چی که واسم پیش اومده

لقبم اون موقع ها privacy girl بود

چقد زود میگذش

یاد اون موقع ها میوفتم یزدان تو فیسبوک

چقد دوسش داشتم

خدا

هر لحظه میرفتم

عشق دوران تین ایجیم

هنوزم که عکسامو میبینم لبخند میزنم

آخرین بار عید دیدمش

تنها کسی بود که باهاش راحت بودم

تنها کس

الان که فک میکنم اصن نمیتونم با گلنوش الان دوسش داشته باشم

اون برمیگرده فقط به دوران 17 تا 20 سالگیم

چه دورانی بود

ینی فقط واس اون موقع خوب بود

وقتی سرویس میرسید به دانشگاه

قلب من فقط تند میزد

فقط میخاستم زود ببینمش

ینی اگه میشد میپریدم تو بغلش

تپلی من بود

وای خدا

دفعه آخر که رفتم دانشگاه دو ماه پیش بود

حالم از اونجا بهم میخورد

یاد حالگیری که با یزدان کردیم از حسین :))))))))))

اون شب

ترم یک کارشناسی

هیچ وقت یادم نمیره

هیچ وقت

تو سرویس تهران نشستم

میخاستم چشامو بزارم رو هم که

دیدم یزدان اومد بالا

صندلی بغلم خالی بود

زود وسایلمو گذاشتم اونجا

خودمو زدم به خواب

از کنارم رد شد

بوی عطر لعنتیش پیچید

هنوز کاپیتان بود

ی نفس عمیق کشیدم

گفتم الانه که پیاده شه

فک کردم پیاده شد

چشامو باز کردم

بعد دو دیقه از پشت اومد جلو وسایلمو برداش خواس بشینه که گفتم جا هستش

صدام لرزید

فهمید که دروغ میگم

چیزی نگف

نشس پیشم

روم ب سمت شیشه بود

گف:ما میتونیم مث دوتا آدم عادی باشیم با هم

مث دوتا دوس

من حتی برنگشتم تو صورتش نگاه کنم

پیاده شد رف

هندزفزیمو دروردم

سرمو چسبوندم به شیشه سرد 

تا خود تهران آهنگ گوش دادم

هیییییییی

این خاطرات لعنتی

نمیودنم چرا یهو یاد دو سال پیش افتادم

حقیقتش من دلم واسش تنگ نشده

اما ی نکته خوبی که داش منو خیلی خوب درک میکرد

ینی خیلی

و اینکه عیچ وقت پیشش موذب نبودم

بعضی اوقات که فک میکنم  با خودم میگم دیگه فک نکنم با کسی بتونم اینقد راحت باشم

ینی کسی باشه که بدونم منو واسه خودم میخاد

و هیچ قصد سو استفاده ای ازم نداشته باشه

شاید دلیلش این بود که ما جفتمون عشق اول واس هم دیگه بودیم

با اینکه خیلی حرصم داد ولی بازم من به عنوا ی خاطره خوب تو زندگیم میدونمش

کسی که باعث شد برای بار اول عشقو بفهمم

آخی

خاطرات خوبم

اینقد رابطمون قوی بود که وقتی که جدا بودیم حسین اومد این وسط کرم بریزه

جفتمون از اون یکی دفاع کردیم

اومد از یزدان بم بد بگه گفتم بس کن

یزدان باش دوا کرد

اون موقع حتی تو چشم هم نگاه نمیکردیم

اماو قتی خواستیم حسین و بشونیم سرجاش،دست همو گرفتیم و جفتمون خندیدیم رفتیم سمت حسین

بت قول میدم که هیچوقت ازت بد یاد نکنم عزیزم

با اینکه خیلی با هم دعوا کردیم4اما بازم میگم این دوسال ،دوسال خوبی بود

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

سعید مدرس

عشق منو پیدا بکن از نامه های گم شده

شاید بفهمیاین دلم چرا از خود بیخود شده

عکس تو همیشه اینجاس

که نده دوریت عذابم

بشمرم چنتا ستاره

که ببینمت تو خوابم؟

 

 

من عاشق این آهنگم

:)))))))))))

آخ که من فردا باو رو به رو شم دیوث سه سر

وای خدا یه کاری کن من انتقاممو بگیرم

فقط همین

لانا دل ری میگوشم

دهن سیب و گیلاسو صاف کردم

خوب من یمخام بات بحرفم اما روم نمیشه

مجبورم این کارو کنم

ساری :))))))))))))))

وقتی دوسش داری

وقتی میبینی که نمیشه

ینی راه نداره

من 

تقریبا میشه گف داغونم

یاد مهرداد افتادم

با خاطراتش تو ذهنم

من چطو میشه اینقد این سیبو گیلاسو دوس داشته باشم

هروقت گوشم سوت میکشه احساس میکنم که اونه :))))))))))))

خرافاتیم

من دوسش دارم

از بحثای کوتامون بدم میاد

ضربان قلبم تو دهنمه

از این خندم میگیره که دوسال جلو چشام بوده و من ی نیم نگاهم بش نکردم

چی شد که اصن اون شب اومد پی وی من

ینی ب خاطر این همه اصرار زیادیه که ب خدا کردم؟

گفتم فکر اون لوبیای سبزو از سرم بیرون کن 

چون فک میکردم غیر ممکنه

اما خدا چرا این کارو با ی آدمی کردی که بعدن بش ی حسی پیدا کنم

حالا مگه اثر کرد

فقط لوبیا ی ذره کم رنگ شد

اما حرفاش صداش

نحوه صدا زدن اسمم توسط اون همش تو ذهنمه

قبل خواب

تو این هیر ویر مهنوش یکیو میخاد بم معرفی کنه

مهنوش!!!!!!!

خدا آدم خجالتش میگیره

مهنوش:این آدم فوق العادس

از ویژگی هاش برام گف

آره اوقعا فوق العاده بود

اکثریت مورد علاقه هام تو اون جمع شده بود

اما............

من وقتی فکر و دلم جای دیگس

.......................

داغون شدم

من هر روز صحنه انتقاممو از م.م.ه و صحنه روبه روشدن دوبارم با سیبو گیلاسو مرور میکنم

ینی میتونم خودمو کنترل کنم

یاد حرفای اون شبش میوفتم

لعنتی تو منو نابود کردی

وقتی بت فک میکنم با خودم میگم ینی واقعا ارزششو داره؟

باور کن 70% جوابم منفی

خدا چرا خاستی خاطرات کسیو که دیوانه وار دوسش داشتمو با کسی پاک کنی که بعده ها قرار بش حس پیدا کنم

واقعا گیج شدم

من به بازی گرفته شدم انگار

انگار قرار کلا دل من بشکنه تو این بازی

بیشتر اوقات احساس میکنم م.م.ه و سیب و گیلاس دستشون تو ی کاسس

مشکوکن

یا اون آهنگ treat u better و وقتی فرستاد که م.م.ه شعورشو ب رخ من کشید

اون لحظه که گر گرفته بودم فقط به تو پی ام دادم

اما توام جوابمو ندادی

i need some one to lean on

damn u

now i can't be strong

i can't

بحثای ما فقط رو کم کنی شده

و من بیزارم از این

 

 

 

 

ساعت 2:30 دیقه

در عین ناباوری در فکر سیبو گیلاس اشک ریختم

 

شیرین کام

سه هفتس که میخام حالشو بگیرم

انترو

خدا ی موضعی رو به وجود بیار

از این نکبت انتقاممو بگیرم

ب خدا تو گلوم مونده

من اگه رنگیت نکردم کثافت

من کمین کردم فقط

اینو بدون

از شب یلدا واسم اعصاب نذاشتی

جواب زیاد بود که بدم بت

ولی مشکل اینه که من در حد تو کثافت نیستم آخه

انتر گوه

حیف گوه ینی

ولی مطمین باش من به شکل خیلی رسمی رنگت میکنم

تو بهتش بمونی

اگه بدونی چقد صحنه های رنگ آمیزیتو تصور کردم

تو فکر خریدن خر بودم که تا شب عید مرض قند بگیرری

بعضیا از قیافشون معلومه چیکارن

خدا من واقعن نمیتونم ببخشم اینو

از کتم بیرون نمیره

نمیتونم

نمییییییییییییتووووووووووووووووونم

من باس برینم بش

فقط همین

همین منو آروم میکنه

همچین شیرین کامش کنم این دیوث سه سرو

تا عمر داره یادش بمونه

 چندش نکبتو

میگن تو روی آدما نباس خندید رم میکنن

نمونش م.م.ه

کونت سوخته معلومه

بچه پرو 

 

 

سیبو گیلاس

خدایا!

قلبم نشکس

ولی خوب یه فکرایی تو سرم بود 

میدونی خدا

اون موقع ها که بهت التماس میکردم فکر فابیو رو از سرم بیرون کنتو منو با کسی انداختی که همین خاسترو از تو داشته در مورد یکی دیگه

هییییییییی خدا

منم بعد دو ماه کم کم بهش حس پیدا کردم

خدا بدتر شد

آخه چرا

تایپشم مث منه لعنتی :))))))))))

حالا اون تو فکر اونه و من

من شاید نقش کسیو داشتم که میخاسته حواسش پرت شه

از این نقش بیزارم

خیلی

البته خوش حالم 

چون حداقل بیش از این احساسی نشدیم

امشب

ینی الان ساعت حدودا 12

16.10.95

من خیلی چیزارو فهمیدم

البته باز خوبه فهمیدم

وگرنه به عشق کورکورانم ادامه میدادم

یه عشقی که بعد دو ماه فقط یک نگاه دیدمش

به عشقی که شاید ی ماه باشه که ندیده باشمش ادامه میدادم

کسی که وضعیت زندگیش اصلا به من نمیخورد

کسی که هم سن خودم بود

کسی که یه هدف بزرگ داش و با وحود اینکه میدونستم که اگر عاشق هم بشیم اون عشقمونو به خاط هدفش پایمال میکرد،بازم دوسش داشتم

احساس چیز عجیبیه

خیلی عجیب

واقعا وقتی عاشق میشی

ظاهر تو چشات هیچه

کسی که اون اوایل اومد سمتم

و من از ظاهرش راضی نبودم

حالا به جایی رسیدم که اصلن واسم اهمیت نداره

میگم قلبم نشکس

من توذهنم تصوراتی داشتم

فقط ناراحتم از اینکه من چرا انتخاب شدم واسه محو شدن خاطراتش

خودش اصلن این حرفو نزد

از زیر زبونش کشیدم چیزی نگف

اما وقتی گف تابستون.....

روم نشد بپرسم چه موقع تابستون

چون تابلو میشد

من دوست داشتم کشفش کنم

فقط همین

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

من از تویی که بد کردی با من

گله میکنم،دل نمیکنم