آدم باس یاد بگیر از کسی توقع نداشته باشه
اینجوری اصن خودش سبک
حرص نمیخوره
واقعا کار درستیه
مریم جان وقتی خودت اصن حالی از مهنوش نمیگیری چ طو توقع داری اون برداره زنگ بزنه بت بگه دارم میرم مسافرت؟
بعضی چیزا دلیه
باید خودت بخای
ک آدم بشمارنت
بت بگن
وقتی تو واسه دیگران ارزش قائل نیسی چطو انتظار داری واست ارزش بزارن
ب نظرم بهتر بود حرمت کلمه مادرو نگه میداشتی
خیلی وقت کارای ریزو درشتی ک بام میشه و ب روم نمیارم حتی ب مهنوشم نمیگم
مریم کلا ویریه
من از آدمای دورو بدم میاد
تو فقط مادی باش
مادیات در اختیارم بزار چون محبتو تو این میبینی
قبلنا سعی میکردم بت بفهمونم همه چی مادی نیس
اما دیگه الان کم آوردم
میخ آهنین ب سنگ نمیره
منم میشم عین خودت
ب خدا انقد راحته ک نگو
اصلا حوصله جرو بحث با تو بکبو ندارم
پنجشمبه ای اعصابم کاملا بهم ریخته بود نمیخاستم خونه بمونمو مریمو تحمل کنم میدونستم اگه بمونم 5 شمبم ب فناس
از ی طرفم زورم میومد برم کلاس
کلاس اتوکد
ولی رفتم از هوا لذت بردم
3 ساعت کلاس اتوکد با اینکه همه زیرو بمشو بلدم اما اینقد بمون خوش گذشت
استاد ی آدم جوون خوش برخورد کلی خندیدیم
زندگی همینه
بعدشم پیاده روی تا خونه
6 ساعت گذشت عین برق و باد
دلم خیلی گرفته
این موقع ک واقعا نیاز ب انسان کنارم حس میکنم ،نیس
این موقع ها ک اعتماد ب نفسم خیلی پایینه ،گرفتم،احتیاج دارم ب ی نفر
اونی ک باید بیاد،نیس
تو این هوا،کسی نیس
بعضی اوقات آدم واقعا احساس تنهایی میکنه
این جاس ک شعر ابی معنا داره:
زیر رگبار مصیبت،بی کسی تنها کسم بود