20 آگوست 2025 ی سال متفاوت
خوش حالم
ک دیدگاهم و توانمندیم ب حدی شده که میتونم دست ی نفرم بگیرم و از باتلاق بی اعتماد ب نفسی بکشم بیرون. از زیر اسارات خانواده خودخاهی که ک پر بچشونو گرفتن و از بچشون میخان که پر پروازشون بشه. ببینیم دختر 10 ساله بزرگ بشه چ کاری با دهنتون میکنه. الان گوگوله و لوسه.
برگردم ب خودم، چیزی ک فقط ب من مربوطه! خوش حال ک قوی شدم . البته که گوش شنوا داشتن مخاطب هم خیلی مهمه. اینکه از حرفات اشتباه برداشت نکنه. اگه خودتم احساسی حرف زدی متونه بشه ک توام احساس داری.درگیر میشی. حتی شده در قبال رفتار بد افراد متصل ب اون، من اگه کار هیجانی انجام دادم متوجه باشه و خورده نگیره!این رفتار و توجه رو میپسندم.هنوز بر این باورم ک حیف شده. اگر راهنمای دقیق درستی تو سنین نوجوانی برای نوجوون ها وجود داشت ک اون هارو فقط ی کم نه زیاد بیشتر بیاره تو خط، شاید بتونن اون تصمیم گنده نو جوونی رو در کنار تمام چالش ها نوجوونی ب خیر بگدرونن. حتی خود من. من خودم احساس میکنم شانسکی تو ی مسیری قرار گرفتم ک خوشم اومد. ک انجامش دادم و خوشم اومد. الان خوش حالم دوباره دارم قدم میزارم تو همون مسیر و لذت میبرم. الان ارزومه که کار مرتبطم جور شه از عره عوره شمسی کوره راحت شم. حداقل تو حرفه خودم در حد خودم ی چیزی بلدم . اگه حرفی شنیدم در حهت رشدمه.
این ی حرف کوتاه بود ک بعد قبول شدن در امتحان ورودیش و با ذوف دویدن ب سمت من گفتن، خوش حالم کرد. خودمو مسیو ل این خوش حالی میدونم . خوش حالم. من موثرم در آینده کسی ک کمکش کردم قدم بزاره تو مسیری که درش چندین سال تجربه داره ولی خودشو باور نداره. این منو خیلی خوش حال میکنه. مثل بچهای ک کمکش کردم ی کاری خودش انجام بده و االان تو ش خبره شده اما اون نگاهی که "دیدی تونستم" اون ادم برام ارزشمنده. البته من اصلا خودمو درجایگاه مادر کسی نمیبینمو نمیخام ببینم. اصن از مادری کردن بدم میاد. البته که تو وجود تمام خانم ها هست. اما من نیمخام روشنش کنم و میخام تو دوره نوجوونیم سر کنم. اینم از حس امروز! برم برای شروغ رویت