the end of love
پایان نامه رو دادیم
به اتمام رسید یونی
در کمال تعجب ناراحت بودم یه هفته پیش
افسوس خوردم چرا ارشد شرکت نکردم
اما واقعا به یه استراحت نیاز دارم
اونم از نوع شدیدش
چن وقتی این فکرمو مشغول کرده بود که چرا اینجارو نمیبندم
مسخرس آخه
وبلاگ نویسیم برمیگرده به 15 16 سالگیم
دیگه فک کنم بسم باشه
اگه یکی پیدام کنه چی
کلا اعصابم ریده
نا فرم
از یکی خوشت بیاد که اگه یه درصدم فک کنی اونم دوست داره،باز بینتون پرا از مانع هستش
و من هروز وقتی پا میشم به اون فکر میکنم تا وقتی که شب خوابم ببره
مسخرس
مطمئنم خدا اون بالا داره به حالو روزم میخنده
من اونروز تا دلم خواست نگات کردم یه دل سیر
چون فقط تنها زمانی بود که میتونستم با یک دلیل محکم بت زل بزنم و دلم غنج بره
دیوث
یعنی میدونی تنها کاری که میتونسم انجام بدم که دلمو آروم کنم
چون به خودم قبولوندم که دفعه آخره گلنوش
تموم شد
تموم
داشتم این اوضاع و احوالمو با اون زمانی که ی رو دوس داشتم مقایسه میکردم
تقزیبا تمام حالات روحیم مثه اون موقعس
تنها باری که احساس کردم یک نفرو واقعا دوس دارم اون لحظه بود
و اون لحظه بعد 4 سال دوباره تو من رخ داده
بعد از اینکه زمان دیدنت تموم شد تنها کاری که میتونستم این بود که محلو ترک کنم
اینقد اوضام به هم ریخته بود که وقتی پامو گذاشتم تو حیاط وبا حسین رو به رو شدم اصن واسم مهم نبود.میدونستم که بهم زل زده
اما من فقط هوای تازه نیاز داشتم
سرم درد میکرد
از اون طرفم که م.ه.ه کل روز جلو چشام بود میخاستم فقط یه لگد نثار ساق پاش کنم یابو رو
وقتی چهره کریشو میدیدم یاد حرفاش میوفتادم.
تقریبا میشه گف که به خاطر دیدن تو اونو تحمل کردم
رفتم دستشویی یه نگاه تو آینه ب خودم کردم
کسی اونجا نبود
فقط سه بار به خودم گفتم قوی باش
نزاشتم اشکام بیاد پایین
دیگه تموم شد
دیگه فکر نکنم ببینیش
تا اونجایی که میشد لحظات و تو خاطرم سیو کرد بودم
که تا چن وقتی با اونا سر کنم
میدونستم که یه افسردگیه بزرگ در انتظارمه
اومدم از دست شویی بیرون حسین نکبت نبود دیگه
اما دم در
فهمیدم که آخرین دیدارمون اینجا قرار رخ بده
و من تمام عضلات داشته و نداشتمو منقبض کردم
که خودمو لو ندم
تا چیزی از درونم نفهمی
یه لبخند مسخره گوشه لبم:موفق باشی
با سرعت اومدم بیرون
هندزفریمو گذاشتم
دومین یا سومین آهنگ ،آهنگی بود که تو برام فرستادی
اون موقع ها که من تازه داشتم بهت یه حسی پیدا میکردم
شاید تو یه شوخیو شروع کردی
اما به قیمت درگیری تمام احساساتم بود
و این تقصیر خودمه نه تو